علامت تجاری مشابه


علامت تجاری مشابه

همه چیز درباره علامت تجاری مشابه

علامت تجاری مشابه، حکمِ مسواکِ مشترک را دارد!
چه کسی می تواند اهمیتِ یک برند تجاری را نادیده بگیرد؟ یقینا هر فردی که ذره ای از تجارت و ظرافت هایش اطلاعاتی در دست داشته باشد به راحتی به این نتیجه می رسد که علامت تجاری مصداقِ بارزِ شناسنامه یک کسب و کار است .
محصول تولیدی و خدمت ارائه داده شده بدونِ یک برند تجاریِ مناسب و درخور، در حقیقت هیچ حیات و شخصیتی در جهانِ تجارت خارجی و حتی داخلی ندارد.

اهمیت علامت تجاری

در تمامِ کشور های جهان به متفاوت بودنِ نام های تجاری اهمیت زیادی داده می شود. مثلا آلمانی ها معتقد اند که جهان به چند ابر کارخانه خودرو سازی به نام پورشه احتیاج ندارد. پورشه یکی است و ما دومی اش را نیاز نداریم. اما این به آن معنا نیست که پس از پورشه، شورلت، تویوتا و شاه ابر خودرو سازی های بزرگِ این چنینی نباید کسی در سودایِ راه اندازی کارخانه ماشین سازی به سر ببرد. شما می توانید هر نوع فعالیتی درصنعت خودرو سازی راه بیاندازید ولی اجازه استفاده از برند های تجاری مشهور ، متقدم و به طور کلی قبلا به ثبت رسیده را ندارید ( شما حتی اجازه تشابه را نیز ندارید ) .
در جهان امروز که برای مالکیت هر نوع حقوقی یک تبصره و ماده قانون وضع شده است، ستمی بزرگ است که برای شریف ترین نوع حقوق یعنی مالکیت حقوق فکری، قانونی حمایت کننده وضع نشود.
برند ها و نام های تجاری یک از هزاران انواع مالکیت فکری هستندکه قانون در حمایت از آن ها برای نقض کنندگان حقوقش مجازات های کیفری سفت و سختی را اِعمال می کند .

با عظمتِ برند تجاری بیشتر آشنا شوید !

دکتر حسن ستوده تهرانی در صفحه ۹۹ جلد اولِ کتاب حقوق تجارت ، برند تجاری را این گونه تعریف می کند : ( علامت تجاری وسیله ای است که به تاجر یا تولید کننده جنس اجازه می دهد اجناس خود را از اجناس سایرین مشخص سازد ) . با استناد به همین تعریف ساده می توان نتیجه گرفت که برند تجاری نوظهوری که به یک برند تجاری متقدم مشابهت دارد و هر دو در یک زمینه مشترک فعالیت می کنند تا چه اندازه می تواند جامعه آماری مشتریانشان را گیج و سر در گم کند. در حقیقت علامت تجاری مشابه دقیقا حکمِ استفاده از وسایلِ شخصی یک فرد دیگر را دارد .

در ثانی شما این را در نظر بگیرید که مثلا یک شرکت مشهور ، محبوب و جهانی همچون استار باکس که برای بهترین شدن هزینه های زیادی را متحمل شده و شبانه روز تلاش بی دریغ داشته است ، اصلا به مذاقش خوش نمی آید که فردی یک لوگو تجاری با شباهت های زیاد به لوگویش را طراحی کند و از ایده و محبوبیت استار باکس سوء استفاده کند. چرا که نام های تجاری این چنینی آن قدر حُسن شهرت دارند تا افراد جامعه به علتِ تشابه نامِ تجاری یک لوگوی دیگر به آن محصول اعتماد کنند .

بنابراین یکی از مهمترین اقدامات برای خصصوی سازی محصول یا خدماتتان ثبت برند مخصوص به خودتان است.

حمایت قانونی از مالکیت برند

حالا فرض کنید که هیچ محدودیتِ قانونی در حمایت از مالکیت فکری یک برند تجاری وجود نداشت. این گونه چه بر سرِ سودِ شرکت های مشهوری می آمد که یک فرد تازه از راه رسیده با کپی از نامِ تجاری اش ، حاشیه سودش را کاهش داده است و نیمی از مشتریانش را صرفاً به علتِ تشابه یک نام تجاری دیگر از دست داده است ؟
در حقیقت این کار مثل این می ماند که شما از نردبان ساخته شده توسطِ یک فرد موفق دیگر با تقلید کارانه ترین شکل ممکن بالا بروید و انتظار داشته باشید تا این موفقیت با دوام و همیشگی باقی بماند و جایگاهتان به شما وفا کند. باید قبول کرد که هیچ جامعه ای از تقلید و کپی کاری های ناشیانه ای که صرفا از روی عدم خلاقیت و نداشتنِ ایده های ناب شکل گرفته است خوشش نمی آید و مشتریِ دائمی به سمتِ خودش جذب نمی کند . دقیقا در همین نقطه حساس است که صدایِ قدم های مجازاتِ کیفیریِ قانون به گوش می رسد.

مقایسه علامت تجاری مشابه

سوایِ از ماجرای پر کشمکشِ شکایات کیفیری شرکتِ مدعی، شما با انتخاب یک نام تجاری مشابه خودتان را مدام در موقعیت مقایسه قرار داده اید. با کوچکترین کاستی در فرمول ساخت و نحوه ارائه محصولات تان، با موجی از انتقاد ها و مقایسه های کر کننده مواجه می شوید و خودتان بابِ تمسخرِ محصولاتِ ساخته شدتان را به روی خودتان باز می کنید که البته این خواسته قلبی هیچ تولید کننده ای نیست !
پس ما به شما توصیه می کنیم تا در همین آغاز کار ، ابتدایی ترین نشانه خلاقیت در راه اندازی یک کسب و کار که طراحی یک لوگوی تجاری متفاوت و جدید است را از خود بروز دهید. اصلا به شما پیشنهاد می کنیم که آن قدر بی نقص و جذاب عمل کنید که سایرین دلشان بخواهد از روی شما کپی برداری کنند و شما در آینده در دادگاه آن کسی باشید که خسارتِ ناشی از کپی نامِ تجاریتان را از شخصِ کپی کار دریافت می کنید، نه بالعکس!

حقوق مربوط به مالکیت یک برند

فرض کنید که یک شرکت تولید و عرضه نوشت افزار های تحریری با نامِ تجاری ” تیک ” از شرکتی با برند تجاری ” شیک ” که دقیقا در حوزه ای مشترک فعالیت می کند شکایت کرده است . تیک ادعا می کند که شرکت مقابل با انتخاب نام تجاری مشابه و گیج کننده ، حقوق مربوط به مالکیت فکری را نقض کرده و خواهان دریافت خسارت است. حالا قاضی پرونده با استناد به چه شواهد و مدارکی شرکتِ تیک را برنده دادگاه اعلام می کند و رای به پرداخت خسارت توسط شرکت شیک را صادر می کند؟
۱ : قاضی باید برایش شفاف سازی شود که برندِ متقدم و قدیمی تر، برندی قوی و شناخته شده است. در غیر این صورت شرکت تیک یکی از برگ های برنده اش را در دادگاه از دست می دهد.
۲ : مشابهتِ ظاهری کامل دو برند با یک دیگر و هم چنین تشابه هجایی و آوایی این دو نامِ تجاری یکی دیگر از عوامل موثر در رای دادگاه است. این که برندِ مقلد تا چه میزان برندِ قدیمی تر را در ذهن مشتری تداعی می کند و هم چنین با این حرکتش تا چه اندازه به برند متقدم زیان تجاری وارد کرده است و سود او را در بازار تحتِ تاثیر قرار داده است.
۳ : آیا کالای مشابه دیگری وجود دارد که از علائم تجاری متشابه در حوزه فعالیت خود استفاده می کنند؟ در حقیقت اگر شرکت شیک اولین کپی کارِ برند تجاری از رویِ دستِ شرکت تیک در حوزه تولید نوشت افزار های تحریری باشد، کارش بیش از حد مشکل می شود!
۴ : آیا شبکه های توزیع هر دو محصول و نحوه ارائه کالا هایشان به بازار به یک دیگر شباهت دارد یا خیر؟ اگر شرکت شیک حتی در کانال های توزیعش نیز با شرکت تیک مشابهت داشته باشد، تقریبا ضریب برنده شدنش در دادگاه به ۵% کاهش پیدا میکند!
۵ : شرکت کپی کار تا چه میزان مشتریانِ باالقوه و بالفعل شرکتِ متقدم را تحتِ سیطره و تاثیر خود قرارا داده است؟ اثبات این مورد دقیقا حکمِ اثباتِ دزدی در دادگاه را دارد.
۶ : ممکن است مشتریانی به علتِ تشابه نام تجاری این برند با برندِ تیک، این محصول را خریداری کرده و از قضا از کیفیت آن راضی نبوده اند. شرکتِ کپی کار در حقیقت باید غرامتِ این به اشتباه افتادنِ مشتریانِ شرکتِ متقدم را به او بپردازد. در حقیقت این اصلِ موضوعِ مجادله هر شرکتِ شاکی از شرکتی است که برند تجاری مشابه او را تولید کرده است.
۷ : دادگاه باید به تنوعِ کالاهای تولید شده که می تواند یک برند تجاری قدیمی برای آن کاربرد داشته باشد نیز توجه کند.
۸ : دادگاه باید به این نتیجه برسد که آیا دو محصولِ تولید شده توسطِ این دو برند تجاری در ماهیت و کارایی به یک دیگر شباهت اجمالی دارند یا نه. در حقیقت این نکته طلایی برای برنده شدن در دادگاه است. چنانچه شرکت شیک در حوزه ای به غیر از تولید نوشت افزار های تحریری ( مثلا در صنعتِ تولید مصالح ساختمانی ) فعالیت می کرد، شرکتِ تیک شاید ابداً نمی توانست در دادگاه پیروز میدان شود.